سه سالگی
اگه یه نویسنده احساسی/عجیب/بیکار/دلخوش/اُسکل بودم حرفم شاید اینجوری میزدم!
آقا دیگه حوصله نوشتن وبلاگ با شکل و فرم گذشته رو ندارم! خیال راحت
حقیقتا دلم نمیاد پاکش کنم! یه جور دفتر خاطراته(چیزی همیه اون رو برای دخترا میدونم) ، ۳سال زندگیم اینجا بوده! بهترین دوستان حال حاضرم رو از اینجا دارم! کلا اینرنت بهترین دوست این ۱۰سال زندگیم شده! برام بهترین دوستام رو دورم جمع کرده! اگه فیس بوکی نبود ، اگه وبلاگی نبود خیلی ها الان دور و برم نبودم!
۱- شاید یه روزی روی سرور دیگه ای مینیمال نویسی کنم!
۲- چقدر از واژه عزییییزم! بدم میاد! چِندشِ خالیه! خصوصا وقتی یه پسر بهت بگه!
۳- دوس داشتی یه ترم فقط یه ترم هر چی میگیرم پاس کنم!؟ حتما دوس نداشتی که نمیذاری! به کوری چشمت ۱۰ ترمه شدم! ۱۷۰ واحد دارم!
۴- واقعا کسایی که این یه ماه جلو تلویزیون بودن ولی لذتی از فوتبال نمی بردن ، هیچ گناهی جز لذت نبردن از فوتیال نداشتن!
۵- همه چی آرووومه وقتی تو اینجایی ...