وقتی خدا خوابه!
گیریم نه ندایی بود و نه ترانه ای!!
نه احسان و نه سهراب و نه اشکان و نه کیانوشی!
با محمود چه کنیم!
او هنوز هست!
+ نوشته شده در شنبه نهم آبان ۱۳۸۸ ساعت 1:30 توسط امیروو
|
نه احسان و نه سهراب و نه اشکان و نه کیانوشی!
با محمود چه کنیم!
او هنوز هست!
نه ری را جان!
نامه ام باید کوتاه باشد، ساده باشد،
بی حرفی از ابهام و آینه،
از نو برایت مینویسم:
حال همه ی ما خوب است،
اما تو باور نکن.
سید علی صالحی
ری رای من نیست! گم شده! مرده! پنهان شده! خوابیده! یا شاید آرام بی خیال و از من پی زندگی خودش باشه! بی خود تلاش میکنم! نه تو ری رای من میشی! نه من یک نویسنده خوب! می خواهم داستان کوتاهی رو که این همه طولش دادم رو تموم کنم! داستان عشقی خیالی بی مُهر بی امضا بی نشانی!
تولدی سردتر از هر سال!