DAo0o0
داووو! بالاخره برگشتم! امیروو اوومد با یه پست جدید همونی که پستاش مثه بمب ترکید!! چه حالی داد یه مدت بدون هیچ قید و بندی و احساس مسئولیتی نسبت به وبلاگ و احساساته ژورنالیستی سرم رو انداختم پائین و توی دشت سر سبز تنهاییم چریدم!!! به قول بهزاد(روحنا فدایی! چه حالی داد یونجه تازه!!)
خوب همگی در سلامتی کامل بسر میبیرید؟ هوو؟! باور کنین من چارخونه نگاه نمیکنیم ازشم بدم میاد!! فقط سیبیل سروش صحت توش خوبه که اونم جلوی دورین نمیاد!!
چیه باز سرو کله امتحانا پیدا شد همه ماست و کردین کیسه؟!! ایمان بیاوریم آغاز فصل درد!! تیریپ درسی میگیری بخودت؟!! یارو زده من تا اطلاع ثانوی نت نمی آم!! خوب نمیای به T.M.M خب نیا منت داشته یاشی بیای از این پستا بخوانی شاد بشی! من که از وقتی یادمه آره درست از وقتی که می نوشتم دولت بنزین داد!! تو فصل امتحانا وقت آزاد داشتم!! اصلا خوراکم خواندن کتاب تو این مدت زمان بوده و هست! اصولا به شب امتحان اردت خاصی دارم! عجیب ما با هم عجین شدیم!! فرجه ماله بعضی ها نیست! اصلا جنبه اش رو ندارن خیلی ها یکیش منم! یه هفته اس تو فرجه ام 4 تا فیلم دیدم فقط! تنها استرس و حس خاصی که دارم پاس کردن برنامه نویسی وفیزیکه! که امید وارم پاس بشه!
هفته پیش تقریبا تک وتنها بودم تو سنندج بچه ها برگشته بودن منم برای یه جلسه کلاس و حل تمرینش تن به این حرکت سوسولانه دادم و برنگشتم! تنهایی و دپزردگی رو تو اعماق وجودم حس کردم! عجب احساس بیخودیه وقتی حس کنی هیچ نگاهی منتظر برگشتت نیست! دکه ی سر کوچه ات همم بخاطره اینکه روزنامه هاش تو باران خیس نشه اونارو برده توو!! و بدتر امشب سر آشپز خودتی!! تازه هم خانه ایت خانه رو تمیز تحویلت داده وتمیز باید برگردانی!! حوصله وبگردی نداری پایه ی ولگردی هم نداری! این میشه که میگشی برگردم موطن خودم اونجا که دوستم دارن یا دوستشان دارم اما یه لامپ روکلت روشن میشه و میگه: "مگه کلاس نداری؟!"
امروز بعد از عمری یه وبگردی طولانی داشتم تقریبا به همه سر زدم همه حالشون خووب بود بدون تغییر پیش میرفتن غیر از ماریونت که اصلاحات داشت! دمت گرم امیدوارم راحت پر رهرو باد! بعد 8 سال هم نتیجه زحماتت رو ببینی نه مثه اصلاحاتی های بیچاره ... یکی از جمع ما رفته اونم صابر بود! جوان خوبی بود! ولی خب اعلام کرده که تموم شده! حالا مثه اینکه باید چنددهه ای وایسیم آقا دوباره خورشیدش بگیره!! من بهش پیشنهاد دادم بابا این ماه رو بچسب خورشید رو بیخیال!! خسوف بهتره تازه بیشر امکان اتفاق افتادن داره! تازه نزدیکترم هست! دم دست تر! اوووه خورشید و گرمای بقول خودش بالای 50 درجه!!
امروز تولد فروغه! البته میگن توشناسنامه 8 دیه! ولی ما همون 15 دی روز تولد داداش/مامان! خودم رو قبول داریم! یه حرف عجیب از وزیر با فرهنگمون نقل کنم که گفته بود : شعرای فروغ خوبه ومامخالف چاپ اونا نیستیم ولی نه همشو! نمیدانم چرا حالاتو اینجورروزی که خیلی ها برای فروغ خوانی بال میزنن من این روایت تلخ رو گاز زدم !! ولی شرمنده دوستان بجای ما!!
پانویس:
۱-چند وقتپیش اسم یکی پستامرو سرچ کردم! پیشرفت کردیم بابا! البته نه مثل افیون که اسمشم بدزدن!
۲-دپزردگی در بین جوانان ما درد نیست یه جور تیریپه! خودتو الکی دپ نشون نده!
۴-من خودم چاپ آلمان غربیش رو دارم! شما ها کجا شو دارین؟!
۵-انتخابات مجلس نزدیکه هوای تلویزیون بهاریه!!
۶-یکی از ماهی هام سرما خرده! ترشحات زردداره! البته شاید سفلیسه! طفلی فعلا قرنطینه است! التماس دعا داره
۷- شاغلام ادعا کرده میخواد بره خواستگاری اون همکلاسمون تو پست پیش!! خدا عقل بده!!