صفر هیچ باختم!!
داوطلبان عزیز زمان پاسخ گویی به سوالات به اتمام رسید!!
یه نفس عمیق ساعتم که دقیق سر ساعت دو تو رو کشتم رفیق اسمتو از لیست میزنم خط کارت تموم شد میرم نفر بعد!!(حسام استپس).(دو به وقت تاجیکستان بود که سرود ملی قشنگی داره!!).
خیلی سرد ومبهوط راه افتادم،درست مثل آدم هایی که کشتی شون با یه تیکه یخ بزرگ برخورد کرده والان دارن آهنگ:"every nights in my dreams" رو گوش میدن!! تمام شد! ولی چرا اینجوری؟! نمیدانم؟! چرا وادادم؟ اصلا چرا من؟ نمی دانم؟!! حس غریبی بود تا حالا دو بار از یک ریسمان سیاه و سفید نیش نخورده بودم! اینبار همه چیز یکنواخت! حس سبکی ولی بی حسی! چرا بیحسم هر چی راه میام بات باز بهت نمی رسم!!..من خیلی خلم که از دنیا هی میخورم ..توی دنیا کسی ندیدم مثل خودم زندگیم رو باید بگیرن و قصه کنن...دیگه هرچی پول داشتم رفت به باد هر چی دختر بود بام زد به چاک همه برنامه هام یهو رفت به ف..(سیجل) .
قوطه ور در دنیای وهم خیال بودم که داداشم رو جلوم دیدم! با دیدنم همه چیز رو گرفت! بهش گفتم آسان بود زین روست که مینالم! گفت زین سوست به تو میبالم! از حول حلیم افتادی تو دیگ ها؟ ها؟!باختم یا مساوی کردم؟! ولی نبردم حالا بقول همه تلاشمو کردم شجاعتم رو نشون دادم یا هر چیز دیگه ولی نمی توانم بگم نشد که نشد!! سرمایه عظیمی رو پای کنکور گذاشتم دریغ از یک(اولین)شب آرامش!
پارسال مراقبم وقتی منو میدید که رو ویبره افتادم بهم گفت پسرم آرام باش امسال نشد سال دیگه!! و امسال درست وقتی که رو همون صندلی بودم مراقب دیگه ای گفت عزیزم فکرش رو نکن! هیچ کدام حرفشان حالتی از عرفان و معرفت عمیقی نبود ولی برام خیلی ماندگار شد تو ذهنم مثه یه خاطره خوب از دوسال بودن با کنکور!!
آخرای جلسه که چشمام میدید ولی نمیخواست ببینه،دستام حرکت میکرد ولی چیزی نمی نوشت،گوش میشنید خوبم میشنید صندلیم بود که میگفت:بری دیگه بر نگردی!! ایشالا!!!! دماغم هم خوب حس میکرد بو بوی خودش بود!!
قسمت طالع شانس تقدیر یا هر چیز دیگه ای که بود نتیجه اش این بود که الان من یه کنکوری معلق باشم! همین! ولی خودم فک میکنم که مشکل همون مشکل قدمیهمنه نتیجه گیری از حال برای آینده!!! البته این حرفم توضیح میخواد که سیاوش براتون این تیکه رو اجرا کرده: من ز مقصد ها پی مقصود های پوچ افتادم! تا تمام خوب ها رفتند وخوبی ماند در یادم من به عشق منتظر بودن همه صبر و قرارم رفت بهارم رفت عشم مرد یارم رفت.. مرسی سیاوش جان!!
*-ممد جان علت غرق شدن کشتی تایتانیک روابط نامشروع جک و رز بود!! اشتباه نکن!!!