ترنج
از اون ور دارم خودمو برای یه سبک جدید زندگی آماده میکنم سبکی که شاید کل باقی زندگیم مدیونش باشه! زندگی بدون سر پناه! بدم تکیه گاه! ازش نمی ترسم ولی براش هیجان هم ندارم بی رقبتم نسبت بهش! نمی دانم الان مرددم ملولم یا امیدوار؟! باید در آینده ارز یابی کنم!
پانویس:
۱-آلبوم "ترنج" محسن نامجو رو باربد بیرون داده تنظیم آهنگاش فرق میکنه ۲-۳ اهنگش جدیده! از اونی که تو اینترنت پخش شد. خداوکیل نخرین ناراحت میشم!!
۲-با تمام احترامی که برای علامه طباطبایی و مدیریت صنعتیش قائلم!! ولی باید بگم زکــــــــــــــی!! مکانیک آزاد سنندج میرم به امید علوم تحقیقات !!
۳- خیلی دوس داشتم یک متن احساسی و پر مغز برای رمضان بنویسم ولی اصلا حسش توم نفوذ نکرد!
۴-دوباره کنار آب زیر ستاره هاییم خوشحال از اینکه توی بهترین سه ماه سالیم ، تنها مشکل اینه که توی فشار خوابیم ، همه چی عالیه ولی اگه بذاره پاییز،چرا میره جلو عقربه هی،متنفرم از ته دل من از اول مهر!!
-- پ.ن ۲سالی میشه از حال و هوای مهر و مدرسه و اینا دور افتادم اصلا پاییز برام فصل بی رمقیه از ذوق خرید مدرسه ای تا رقابتای سر کلاس و چشم و هم چشمی اینکه کی تابستانشو بیشتر ولگردی کرده!! حالا هم که میخوام برم دانشگاه اونمبا کلی حسرت پشت صندلی بشینم که زمانی برای پشت نشیناش شیر میکشیدم! الانم میکشم! خدم میگم کاره خداست! انشا الله که باشه!