ملولم!
از آدما دارم خسته میشم! دقیقتر که میبینم حس میکنم همشون نسخه های cloning هم دیگه شدن! حرفا بحثا همشون رو اعصاب! اصلا هرچی به مردم نزدیکتر میشم ازشون بیشتر دور میشم! تو نمایشگاه که دیگه اینقدر بهشون نزدیک شدم که از طرف مقامات بالا بهم تذکر دادن!! فک کن! ۱۸۷ عنوان کتاب بیاری و فقط ۱۵ عنوانش مرجوعی بشه!( چیزی در حدود ۱.۳۰۰ فقط غرفه روانشناسی فروش داشت!) تو دفتر نظرات یکی گفته بود:با تشکر فراوان از مسئول غرفه روانشناسی که با صبر و حوصله به توضیح راهنمایی ما میپرداختن! ایشان واقعا یک روانشناس به تمام معنا هستند!!
دقدقه های پسرا شده کمبود بنزین،کیفیت پائین آب شنگولی،نبود سر پناه مناسب برای مدت ۲ ساعت! دختراشم از گرونی لوازم آرایشی مینالن از بورس لباسای جدید و اندامی!! گوشی جدید هم که دقدقه اصلی هر دو جنس شده!!
تورو خدا این کجاست که بهش رسیدیم؟!!
بشر غرق در زندگی بورژوازیش شده و دلخوش به به نفس های بریده بالای آبش!
دست بردار از این میکده سر به سری
پای بگذار تو اون راهی که بهتری که فقط فک کنی بهتری
از دقدقه هاتون بگین و امیدوارم کنید!!
پانویس:
۱-ملولم تکیه کلام جدیدمه!
۲-در حال حاضر از ۳ موضوع دارم به شدت رنج میبرم!! غر پیرزن! بوی روغن و یه تهمت به شدت کثیف این آخری مثه یه انگل داره میخورتم!
۳-من آدم بد بینی نیستم فقط نیمه خالی لیوان برام مهم تره!
+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم شهریور ۱۳۸۶ ساعت 16:39 توسط امیروو
|