خداحافظ 8107
- حس میکنم دلم پره خالیش میکنم رو کاغذ به این یکی خوب گوش بکن چون این یه عقده ی تازست!!
- شب سردی است و من افسرده
راه دوری است و پایی خسته ،
تیرگی هست و چراغی مرده
میکنم تنها از جاده عبور
دور ماندند ز من آدم ها
سایه ای از سر دیوار گذشت
غمی افزود مرا بر غم ها
فکر تاریکی و این ویرانی بی خبر آمد تا با دل من
قصه ها ساز کند پنهانی
نیست رنگی که بگوید با من
اندکی صبر سحر نزدیک است
هر دم این بانگ برارم از دل
وای این شب چقدر تاریک است!!
- نمی دانم چه میخواهم بگویم ، زبانم در دهان باز بسته است
در تنگ قفس باز است و افسوس ، که بال مرغ آوازم شکسته است
- نیزه ی نمباد شرجی وسط دشت تابستون ، تازیانه های رگبار توی چله زمستون
نتونستن نتونستن جلوی منو بگیرن از من خسته خسته شوق رفتن رو بگیرن
حالا که رسیدم اینجا پر قصه برا گفتن
پر نیاز تو برای آه کشیدن و شنفتن
تو رو با خودم غریبه از خودم جدا میبینم
خودم رو پر از ترانه ، تو رو بی صدا میبینم!
- ببین چگونه احاطه کرده است عدد خلق را؟!!
- دو سالم رو دادم به پات 8107 از دو سالش چی موند برام هر دو سالش مفت رفت!!
پانویس:
1-پرونده کنکور پس از دو سال تلاش بی وقفه بسته شد! اطلاعات بیشتر صفر هیچ باختم!
2- 8107 ابتدای شماره دانشجویی بچه های متالورژی دانشگاه تهرانه!