از اوان کودکی از مامان بازی ها و خاله خاله ها که توش نقش یه مرد خوب با شرافت ، وفادار ، پولدار!! تا وقتی که نقش یک دوست خوب رو بازی میکردم همیشه آدم عشق ورزی بودم!! محبت از سر و کولم بالا میرفته و رو بقیه می ریخت! همه یه جورایی آماج محبت های خواسته یا نا خواسته ام بودن!! ولی چند وقته  که  دیگه از این حالت خسته شدم!! اصلا خسته شدم از اینکه این قدر محافضه کارانه به بقیه محبت کردم!! دوس ندارم کسی رو ناراحت کنم  یا ازم ناراحت باشن! از این خسته شدم که همه رو دوس دارم!

 

   چرا نمیگم به من چه مُخواست ناراحت نشه!! این چه حسیه که نمی ذاره متال باشم!(بقول لولو!!) چرا حدی رو تو دوست داشتن و عشق ورزیدن نمیشناسم!! شخصا و قلبا قبول ندارم که برای محبت کردن به کسی حدی قائل باشم! اصلا مگه حدی وجود داره؟! مسخره است که میگن نباید بیشتر از ظرفیت کسی بهش محبت و توجه کرد!  مگه معلومه ظرفیت هر کسی چقدره؟!! کجاش نوشته؟!! من برای هر کسی میمیرم که برام تب کنه!! دسه خودمم نیست اگه نمیرم برای خودم عجیب تره!! خودم فک میکنم این دیگه یه نقصه!! ولی نمی دونم باهاش چی کار کنم!! اصلا نقصه؟! حالا این تب ولرز هیچ ربطی هم به خورد کردن تره وسبزی هم نداره! تو خیلی از روابط بیشتر دوس دارم یه طرفه باشه یعنی بیشتر دوس دارم عشق بورزم تا بورزند !! تو روابطی هم که دوطرفه میشه گوی سبقت رو از طرف میدزدم!! آخرشم خودم و طرف رو خفه میکنم!! 

  با یه روانشاس تو این ضمینه صحبت میکردم، میگفت: تو باید تو روابطت برای خودت حد قائل بشی! یعنی بدونی به هر کسی چقدر نزدیکی یا میخوای نزدیک بشی اون وقت بهش محبتت رو نشون بده! عشق ورزیدن به زن، دوس دختر، خواهر دختر یا مادردرسته که بهم شبیه ولی از یه نوع نیست!!

 

اینجاست که در اوج استیصال ودر ماندگی میگم F1 آبجی!! 

 

من میخوام یاد بگیرم تا چه حد عشق بورزم دوست بدارم ! و انتظار داشته باشم!! و بر عکس!!

 

 

 

 

در پایان هم با تبریک سالروز تولد امام خمینی مصادف با روز زن!! حرف هامو تموم میکنم!

 

 

 

 

پا نویس:

 

 

1-     ایده نوشتن این پست از 8 مارس تو سرم بود روز جهانی زن! ولی از اونجا که 8 مارس در ایران بیشتر روزی است که زن ها حقشون رو میخوان از حلقوم  مردا بیرون بکشن نوشتن این پست رو به روز زن ایرانی موکول کردم متاسفانه اینبار وبلاگ نداشتم!! دیر شدن تا الانشم رو تو پست های پیشین توضیح دادم!!

 

 

2-     اگه فک کردی میخوام تو این پست از مقام شامخ زن در آفرینش بگم! بگم زن نماد عشق شور الهی در کالبد بشریه ،زن تبلور محبت و وفاداریه!!حرف بزنم!! آدرسو اشتباه آمدی!! کوچه پائینیه!!

 

 

3-     ولی اگه بخوام به یه چیز اقرار کنم که تنها چیزی که تو دنیا حسرت نداشتنش رو خوردم یک خواهر بوده!!