اگه یه نویسنده احساسی/عجیب/بیکار/دلخوش/اُسکل بودم حرفم شاید اینجوری میزدم!
آقا دیگه حوصله نوشتن وبلاگ با شکل و فرم گذشته رو ندارم! خیال راحت
حقیقتا دلم نمیاد پاکش کنم! یه جور دفتر خاطراته(چیزی همیه اون رو برای دخترا میدونم) ، ۳سال زندگیم اینجا بوده! بهترین دوستان حال حاضرم رو از اینجا دارم! کلا اینرنت بهترین دوست این ۱۰سال زندگیم شده! برام بهترین دوستام رو دورم جمع کرده! اگه فیس بوکی نبود ، اگه وبلاگی نبود خیلی ها الان دور و برم نبودم!
۱- شاید یه روزی روی سرور دیگه ای مینیمال نویسی کنم!
۲- چقدر از واژه عزییییزم! بدم میاد! چِندشِ خالیه! خصوصا وقتی یه پسر بهت بگه!
۳- دوس داشتی یه ترم فقط یه ترم هر چی میگیرم پاس کنم!؟ حتما دوس نداشتی که نمیذاری! به کوری چشمت ۱۰ ترمه شدم! ۱۷۰ واحد دارم!
۴- واقعا کسایی که این یه ماه جلو تلویزیون بودن ولی لذتی از فوتبال نمی بردن ، هیچ گناهی جز لذت نبردن از فوتیال نداشتن!
۵- همه چی آرووومه وقتی تو اینجایی ...
یکی بود یکی نبود یکی دیگکه هم گذاشتن روش شد دوتا ، دو دوتا هم که همه میدونن میشه چهار تا! بعدش یه خرگوشه با یه لاکپشته میخواستن مسابقه بدن ، لاکپشته سرش رو انداخته پایین و. عین گوشفند آروم میرفته ، ولی آقا خرگوشه تند تند میرفته ، ولی وسط راه وایمیستاده یه قلیونی میکشیده ، یه اس ام اسی میزده ، حیونای علاف جنگل جمع میشن به خرگوشه میگن آقا خرگوشه کجای کاری؟ لاکپشته داره میرسه به خط پایان!! خرگوشه میگه من دپرسم روحیه مسابقه ندارم ، میگن تو که بابا خرگوشی ، خرگوش دپرس نمیشه ، میگه اِاِه؟! چه جوری خرگوش میتونه حرف بزنه ، میتونه مسابقه بده ، نمیتونه دپرس شه؟ این یه تناقض فلسفیه؟!!
همینجا میشه که یه کلاغه در بس میگیره و به خونه اش میرسه میبینه به به خونه گرون شده و خونه اش سه برابر شده!! قطعه آموزنده ایبو ، نه؟
تکه ای از فیلم چهارشنبه لعنتی اثر مهناز مَغشُعار! با بازی فوق العاده حماسه پارسا
فیلمش به سختی پیدا میشه واقعا ارزش دیدن داره!
اگه فرصت کردم این داستان رو پرورش میدم!
خدارو شکر همه چی آرومه!
غصه ها هم که فعلا خدا خوابونده!
وقتی یاد بگیری به خوشی های خرد اندک بها بدی! یاد میگیری که چطور میشه زندگی رو راحت جلو برد!
اصلا فرصت اینجا رو ندارم!
شرمنده
Remember those walls I built
Well, baby they are tumbling down
And they didn't even put up a fight
They didn't even make a sound
I found a way to let you in
But, I never really had a doubt
Standing in the light of your halo
I got my angel now
It's like I've been awakened
Every rule I had, you break it
It's the risk that I'm taking
I ain't never gonna shut you out!
Everywhere I'm looking now
I'm surrounded by your embrace
Baby, I can see your halo
You know you're my saving grace
You're everything I need and more
It's written all over your face
Baby, I can feel your halo
Pray it won't fade away
I can feel your halo
I can see your halo
I can feel your halo
I can see your halo
Halo, ooh ooh.....
Hit me like a ray of sun
Burning through my darkest night
You're the only one that I want
Think I'm addicted to your light
I swore I'd never fall again
But this don't even feel like falling
Gravity can't forget
To pull me back to the ground again
It's like I've been awakened
Every rule I had, you break it
It's the risk that I'm taking
I'm never gonna shut you out!
Everywhere I'm looking now
I'm surrounded by your embrace
Baby, I can feel your halo
I pray it won't fade away
I can feel your halo
I can see your halo
I can feel your halo
I can see your halo
Halo, ooh ooh.....
I can feel your halo
I can see your halo
I can feel your halo
I can see your halo
Halo, ooh ooh.....
Halo, ooh ooh.....
Halo, ooh ooh, ooooh........
Everywhere I'm looking now
I'm surrounded by your embrace
Baby, I can see your halo
You know you're my saving grace
You're everything I need and more
It's written all over your face
Baby, I can feel your halo
I pray it won't fade away
I can feel your halo
I can see your halo
I can feel your halo
I can see your halo
Halo, ooh oooh.......
I can feel your halo
I can see your halo
I can feel your halo
I can see your halo
Halo, ooh oooh....
Halo آهنگ این روزهامه!! Beyonce بخرین دانلود نکنین!!
روزاي خوبي رو شاهدم! روزايي که براي اولين بار دارم طعم شيرين رسيدن به خواسته هام رو ميچشم! برنامه ريزي کردم ، به سمتش رفتم و به نتيجه رسيدم! نمي دونم اين سهميه اي پيش خدا يا واسه همه همينه؟!!
اواخر شهريور يکي رو ديدم که خيلي روم تاثير گذاشت! نمي خوام رنگ افسانه رنگ فانتزي بهش بزنم! خودشم مطمئنا نمي دونست اينجا اومدنش چقدر مي تونه روي من تاثير بذاره!!! يهو اومد ، تو شرايطي بحرانی ای که ، به یه تغيير نياز داشتم!
همين آدم جرات اينو بهم داد روي همه داشته هاي ۳سال اخیرم پا بذارم!
ـ چه داشته هايي آخه؟! کوهي از خاکستر که زيرش هيچ آتشي نبود!!! ۵ترم از زندگي عقب افتادم نه از درس و دانشگاه فقط! ۵ترم شيدايي کردم! ۵ ترم بي انگيزگي ۵ترم رفيق بازي و هيچ ...
نمي گم اون موقع راضي نبودم! اتفاقا اون موقع اين چيزا همه يه خلا رو برام پر ميکرد! جدا از تفريحش که اواخر يه جورايي عادت شده بودن برم! منم لذت ميبردم! اين يه حقيقته!: لش باش و لاشي نشو!
خسته شدم از اون حالت! بريدم! کم آوردم! چقدر ببينم هرکي هر جوري که خواست ازم جلو زد! چقدر شاهد کوچيک شدن خودم باشم! چقدر بگم مهم نیست و دلخوشیم رو ادامه بدم؟!
تصميم گرفتم بکَنم! از همه! از کل دوستاي خوبي که براشون حاضرم دست به هر کاري بزنم!همه دوستايي که تو اين ۵ ترم بهترين هام بودم! ولي دوست دارم اين کندن برگشت دوباره اي نداشته باشه! دوس ندارم دوباره با چشماي باز به عمق بدبختي هام شيرجه بزنم! بکنم از شهری که روزی براش میمردم سنگش رو سخت به سینه می زدم! از همه شرایط خوبی که براشون زحمت کشیده بودم از همه امکاناتی که خانواده مهیا کرده بود و ...
اين وسط موندم که کار اونه يا خودم خسته شدم ، کاره خداست يا همه باهم يا اصلا هيچ کدوم ، اتفاق!
براي اولين بار توي اين ۵ ترم درس خوندم! اولين باري که تصميم گرفتم معدلم برام بي اهميت نباشه! سايه مشروطي يا انگيزه تو! فرقي ندارن! خوشالم که نتيجه گرفتم!
من براي تغيير شرايطم دست به هرکاري زدم! هيچي نشد! تغيير مکان ، شايد تنها راهش باشه! انتخاب اصفهان هم شايد يه دليل بيشتر نداشت! ياد حرفام با احمد افتادم! اولين دوست اصفهانيم با کلي اشتراک! ازم پرسيد چرا اصفهان؟! انتخاب اينجا قبل از این(تو!) بود؟ گفتم نه! و چه دروغ قشنگي! راستي تو چرا خنده ات نگرفت؟؟!
دگرديسيم کامل شد! دُمم افتاد راحت شدم! حالا با تمام ريه هام تورو نفس ميکشم!
اميدوارم همه راهي رو که اومدم راه بازگشت داشته باشه و هيچ وقت هم از اومدنش پشيمون نشم!
اعترافات :
۱- آره راست ميگفتي هيدن ميگفت : ... صداي سوزناک من رو بيت داش عرفان ... و من فقط دوس داشتم باهات لج کنم!
۲- با حرفام با تيکه هام خيلي وقتا ناراحتت کردم! شايدم دلت رو سوزوندم! شايد ... ولي حقت بود! کاري کردي که بوي معرفتت همه جارو برداشت!
۳- اول که اومدي هم خونه بشيم با خودم گفتم هرچه باشه تُرکه! يه جورايي حس ميکردم اصلا باهات حال نمي کنم! ولي بهترين هم خونه ام شدي! يه دوست عالي! چفدر ازت چيز ياد گرفتم فقط کاش با نظم و ترتیب بيشتر اُخت ميگرفتي!
۴- اوايل خيلي باهات اختلاف طبقاتي فرهنگي داشتيم! همه! ولي خيلي زود مثل خودمان شدي! شايد بيشتر و شايد نزديکتر! شدي کسي که نبودت (حيرطکه) خنديدن رو از ما ميگرفت!
۵- کاش بيشتر مرد بودنت رو نشون ميدادي! کاش ميفهميدي ديگران چه انتظاري ازت دارن و تو چجوري بايد رفتار کني! کاش اينقدر عواطف و احساساتت لطيف نبود! کاش گير ما نمي افتادي تا ياد ميگرفتي! خوشالم باهات بودم! ناراحتم که سيگاري شدي!
۶- فرزند ناز و نعمت هنوز خيلي با جامعه ات غريبي! دوس داشتم بيشتر خيلي چيزارو لمس ميکردي بعد نظر ميدادي و جبه ميگرفتي! مهم نيست! اميدوارم هيچ وقت شکم نزني و پاک بماني!
۷- حيف شد که خيلي دير باهات آشنا شدم! دير پيدات کردم! ولي خوشالم که زود باهات جور شدم ، و خوشالترم که تو ام دوس داري اين دوستي ادامه دار باشه! انجمن با تو زنده اس!
۸- تو تنها کسي بودي که هر دوبار شاهد رينش من به کنکور بودي! يه شاهد عيني! اولين باري که ديدمت تو دانشگاه گفتم اي داااد اينم باز اينجاس؟! بهم حق بده! وببخش! ترم دوم وقتي اون اتفاق برات افتاد بيشتر فهميدم چقدر برام عزيزي! اميدوارم با ۲۵۰گرم گوشت و چند سانتي متر پلاتين زندگي خوبي داشته باشي! تو هنوزم يه ستاد سياري! هر ايراني يک ستاد!
۹- يهو عوض شدي ولي خوبيت اين بود عوضي نشدي! بيشتر توضيح بدم تابلو ميشه!
۱۰- هنوزم بخاطر دعوايي که باهات کردم ناراحتم ولي خوب حقت بود!
توام<تو با بالایی فرق داری!> حقت بود که بخاطر خودخواهيت هيچ وقت باهات مسافرت نرفتم! حتي يه نمايشگاه!
۱۱- داشي لفظ اسپيکينگت لفظ تيکه برداريت و لفظ قربان صدقه هات هيچ وقت فراموشم نميشه! کاش يکم سخت گير نبودي! يکم زودرنج و يکم نحيف الروح نبودي! درد ..ُنت به ..ُنم!
۱۲- هيچ وقت پيدا نکردم چه چيزي امکان داره تورو ناراحت بکنه و من رو خوشحال؟!!
ظرفيتت توي شوخي کردن قابل قیاس بود باهام!
۱۳- هیچ وقت فک نکردم ۵ سال و ۷ ماه ازت کوچیکترم! علاوه بر اینکه خیلی بهم نزدیک بودی و خیلی هم دلسوز ولی زیاد به حرفات گوش ندادم! شاید تنها باری که خوب گوش دادم عمل کردم تو شمال بود! سایه بزرگواریت همیشه رو سرمان بمانه! هنوزم برام سواله وقتی پیش خودت خلوت میکنی پشت سر ما چی میگی؟! میگی چقدر سخت بود زندگی با بچه هایی که بزرگترین شان ۴سال ازم کوچکتره! بچگی کردیم جلوت! زندگی با طفلان یادت میاد؟! ... همه مان طفل بودیم!
۱۴- رفیق ۱۴ ساله من! خیلی سر به سرت میذاشتم! شاید خیلی وقتا باهات لج میکردم تا لجت رو در بیارم! اختلاف نظر کم نداشتیم ولی به خنده های آخرش میچسبید قبول کن! برخورد غیر متعارف من و تو شب اول خانه جدید من بود! یادت که هست؟! یادم رفته بود! بوی خوشت پا بر جا!
۱۵- ۷بار + ۸ ماه / هرچقدر تلاش کردم چیزی ازت نگم نشد! ترسی هم ندارم از گفتنش! ولی دوره خوبی بود! هرچند الان خنده ام میگیره!
۱۶- دیشب باهت آشتی کردم! دلم نمیامد ازت اسمی نبرم تو این پست! امیدوارم که تمام و کمال به هدف بزرگت برسی ، گل باش و گلالچه بمان!!
پانویس :
این صدای مردیست که آرزویش
ساکن بن بست نیست
نعره ام دیوانه وار میشکافد این حصار
حرف من مجرم نبود گرچه رفت بالای دار
این حصار فکر تو اندازه من نیست ....
*- "حصار نه" گروه نیک آیین
ترم بعد نجف آبادم!
از من نپرس خونه ات کجاست تو این همه دیوونه ...
امروز یه مراسم فوق العاده با شکوه داشتیم! کاملا خود جوش!
در ادامه مطلب ببینید

شاید این آخرین تلاشم برای این دانشگاه باشد!!!
نه اشتباه نکن این یه شعر عاشقونه نیس تصور کن یه مرد و با چشمای خیس
نمیخوام نباید تو شعرم به تو جسارت کنم نباید حس عشقو تعبیر به اسارت کنم
شکسته میرم امشب بانو خدانگه دارت اگر چه میشکنه اون دل سبز و سپیدارت
واسه من که پنجره یه آرزوی مبهم بود ولی تو پنجره باشه تموم دیوارت
ببخش منو اگه بوی زخم چرکینمو ضجه های کبودم میشه موجب آزارت
دیگه صدای گریه ی بی وقتم نمیشکنه سکوت سرد و پر از انبساط افکارت
خیلی انتظار کشیدم که شاید بیای باز برای بدرقم با اون لباس گلدارت
ودل خوشم کنی با یه دروغ مصلحتی که میشه شاید بازم بیام برای دیدارت
ولی چه فایده که خوابت عجیب سنگین بود صدای خاطره هامون که نکرد بیدارت
میگن روزه گرفتی و دیگه غزل نمینوشی بمونه این آخرین غزلم واسه افطارت
شکسته میرم و خاطرات سبز تو رو به یادگار میبرم امشب خدانگهدارت
(بی سر و سامون رفیق بغض جاده بی همه چیز شد به جز این عشق ساده)
هر چی لب تو دنیاس مجیز تورو میگن تو که بی لب زاده شده بودی ستمگر
هر چی دست تو حسرت دامن تو تو آخرین جوابی واسه یه خواست بی ثمر
تعبیر یه خوابی که تو ذهنی خستس اون آخرین در نجاتی که همیشه بستس
تو یه تکرار خسته ای که فقط یکبار وحدت اون دردایی هستی که بیشمار
من تو اسم تو تجزیه شدم بانو تجربه کن منو تو یه مرگی دوباره
شعری که خون تو حسرتت لخته میشه آخرین وارث نسل عشق اخته میشه
منو تو این هجرت غمگینم بدرقه کن تموم واژه ها رو تو ذهنت دغدغه کن
بزار تکثیر نگاه تو بشم بانو اسم حقیرم و رو زبونت لقلقه کن
واسه کسی که خراب عمری زیر آوارت آخرین جمله همینه خدا نگه دارت
شاهین نجفی - آلبوم ایلوسیون